بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه درادامه می آید بااستناد به نامه هایی است که ازطرف برخی ازبرادران معتقد به نظارت کاک سعدی برمکتب قرآن درپاسخ به نامه کاک محمد جمال علیخانی مشهور به  کاک ممد  نوشته شده است . برای اینکه نگارنده این مطلب هیچ دخل وتصرفی دراستباط واستنتاج خواننده نداشته باشد ازمطالبی که درنامه این عزیزان (که بعضا علاوه برکلاسهای عمومی پرورشی درکلاسهای ویژه پرورشی فعال هستند )آمده ومورد ادعای اعتقادی وعملی آنها بوده است استفاده کرده ام قضاوت با شماست .درخاتمه عین مکاتبات جهت  اطلاع واستفاده تقدیم می گردد.

المسلم، من سلم المسلمون من لسانه و یده                              کاکه ممد، این حدیث یکی از دو حدیثی است که کاک احمد در نامه سوم توصیه میکند آنها را در محلهای کار شوری و هیأت و هم در هرجای دیگر که مفید باشد نصب کنیم تا مواظب دست و زبان خود باشیم، (یاسر پاکنهاد)

از خدا جوییم توفیق ادب،                                                           بی ادب محروم گشت از لطف ربّ،                                               بی ادب تنها نه خود را داشت بد،                                              بلکه آتش در همه آفاق زد،                                                     هدف نویسنده ی «توهم قدرت» هرچه باشد، او بماند و خدای خودش.                                                                             آنچه میخواهم عرض کنم نه برای او و همفکرانش، بلکه برای کسانی است که شاید اطلاع روشنی از جریانات چند سال اخیر مکتب قرآن ندارند و درمیان تمام مطالبی که میتوان نوشت، اشاره ام به سمت یک مطلب است و آنهم اهمیت برخورد اخلاقی درقبال مسائل مختلف ازدیدگاه کاکه احمد؛ و سپس مقایسه آن با روال جاری درنوشتار این نویسنده است. و درآخر این نتیجه که آیا این مطلب، یک مطلب اخلاقی(= دینی) است یا نه؟        همه تا حد زیادی واقفیم که کاکه احمد سلام الله علیه چه جایگاه رفیعی برای اخلاق قائل است. و تشبیه دین به درخت و اخلاق به ثمره ی آن از نکات بارز تفکر اوست و این مطلب را تا آنجا پیش میبرد که فرد اخلاقی را ملزم به رعایت بالاترین حد تقوا و خویشتنداری و خیرخواهی در مواجهه با دوست و دشمن میداند. و اینکه طرف مقابل دوست یا دشمن باشد، اساساً مطرح نیست، و فرد اخلاقی همواره خیرخواه است. و این ایده را که : « در مقابله با دشمن میتوان تقوا را کنار نهاد»، نمونه روشن تفکر غیراخلاقی ماکیاولیستی که «هدف ، وسیله را توجیه میکند» میداندو تماماً آنرا رد میکند.و در همان حال که در مقابل مستکبرین بسیار صریح و محکم است، اما تاریخ به یاد ندارد حتی نسبت به سرسخت ترین مخالفانش هم افترایی بسته باشد. ویا آنها را به صفتی توصیف کند که جنبه ی بهتان داشته باشد. نتیجه کلام، پایبندی به اخلاق در تمامی جوانب زندگی و آثار کاکه احمد سلام الله علیه، (بعنوان شاهد و نمونه ی دین در عصر حاضر و در مقیاس حجیت نسبی برای پیروان مکتب قرآن،) مشهودوبارز است                                                                                  حال خواننده خود قضاوت کند : کجای نوشتار این نویسنده (با نام "ممد") خالی از افترا و بهتان است؟و یا کجای این نوشتار ، با موازین اخلاقی کاکه احمد علیه¬الرحمه سازگار است؟                                          و همه میدانند : نسبت دادن خصلتی به فردی که از آن خصلت مبرّاست، تهمت و یا بهتان است. و گناهی است سخت مذموم. پس نویسنده، یا عمق فاجعه را نمیداند و یا اساساً نسبت به اصول اخلاقی بی توجه است.درحالی که مسائل اخلاقی جزو اصول ثابت و لاینفک حرکتی و فکری است، نه یک تاکتیک مثلاً سیاسی یا مصلحتی!       (نویسنده نامعلوم )

شما و همراهانتان که خود را نه تنها از یاران و پیروان کاکه احمد بلکه از کسانی می پندارید که تمامی مراحل تزکیه و تربیت دینی را در حضور ايشان یکی پس از ديگری با موفقيت گذرانده و به «نفس مطمئنّه» رسیده اید(!!!!)، توهين و ناسزاگویی را در کدام یک از اين مراحل و از کدام آموزه ی دينی کاکه احمد (!!!)یاد گرفته ايد که از همان ابتدای نوشتارتان گستاخانه احدی از پیروان کاکه احمد را از اين اهانت ها بی نصیب نفرموده اید؟ آیا اصولاً اين گونه سخن راندن و سخن بر زبان آوردن در بينش و منش کاکه احمد محلّی از اعراب دارد؟(کاک  صابر نعمتی )

نمی دانم کسی که حتی کنترل عصبیت و پرخاشگری و هتاکی خود را در مواجهه با سخنی بر خلاف مذاقش را ندارد،چگونه دم از کلمات والایی می زند که یقینا تعریف درستی از هیچکدام از آنها را ندارد،چه رسد به پای بندی عملی (کاک فردین فاتحی پور مشهور به فواد)

ازتزکیه ومستندات فکر کاکه احمد حرف زده اید،هرچند یارصدیق کاکه احمدسالهاست تلاش کرده ومیکند تا فهم عمومی مکتب قرآن را باآن غریب راه آشنا ،آشنا کند وشکر سم پاشیهای بچه گانه حتی دل بچه ای ازمکتب قرآن را به میمنت تلاشهای شبانه روزش به اندازه ارزنی کدر نمی کندوبه رسم وفااست که می نویسیم تا بدانید(یکی از شاگردان مکتب قرآن)

 کاک ممد درنامه خود به کاک سعدی ازکلمات زیر استفاده کرده است :

1-قدرت ،2- تابعین کورکورانه ، 3-نوچه های کوچک ،4-امپراطوری کوچک ،5-تناقض گویی ،6-خوردن عسل 60هزارتومانی ،7- زندگی اشرافی ، 8- غیبت و دروغگویی ،9- بایکوت کردن معترضین ، 10- کودتای خزنده ، 11- عوامل بی خبر ، 12- تفرقه انداختن ، 13- خان زاده ،14- مصنوعی ، 15-مسخ شده ،16-پول بادآورده آلوده به حرام ،17- منجلاب جهل ،18-عقده مطرح شدن ،19- فردمریضی ، 20- فریبکارانه،

کلماتی که نویسنده نامعلوم درنامه خود درپاسخ به کاک ممد استفاده کرده است :

1-بی ادب محروم گشت از لطف ربّ، 2- بی ادب تنها نه خود را داشت بد، بلکه آتش در همه آفاق زد، 3-نمونه روشن تفکر غیراخلاقی ماکیاولیستی 4-هدف ، وسیله را توجیه میکند 5-عمق فاجعه را نمیداند – 6-نسبت به اصول اخلاقی بی توجه است 7-ساختارِ غیراخلاقی (= غیردینی) 8-سراسر مطلب مغالطه و افتراست 9-غیراخلاقی بودن نوشتارش 10- اثبات افترا بودن 11-از اوضاع مکتب قرآن بیخبر 12-توهمات ذهنی بیمار13 -حقایق را برعکس جلوه دهد14-کذب محض 15-شبهات و اعتراضات مشابهی16-جمع پیروان ناپخته اش 17- دور از چشم و تصور بدخواهان 18-برای خوشبختی کسانی که نسبت به جایگاه او و توجهات (نه امتیازات!) طبیعی حاصله از آن جایگاه نیز حساسیت دارند 19 - خط بطلان بر جنبه های اساسی تفکر کاک احمد کشیدند 20- حتی بدان جا رسیدند که بی پروا در مراسم وفات کاکه فاروق فرساد و در ماه مبارک رمضان سفره های رنگین علم کردند 21-حتی تحمل یک دقیقه حضور چشم کاک احمد در شورای مدیریت را نداشتند 22- برداشتی که تشکیلات زدگی شالوده ی اصلی آن بود 23- آن ادعایی که در سخنانش صحبت از یاری کاک احمد بود؛ اما در عملش حتی در مراسم وفات کاکه احمد شرکت نکرد 24- آن تصوراتی که تنها شرطشان برای پیروی از کاک احمد و حضور در مکتب قرآن؛ عضویت در شورای مکتب قرآن بود 25- تغییر این خودخواهی ها و منیت ها و خودنمایی ها 26-  آتش افروزی دشمنان دیرینه ی مسیر دین 27-چشم بسته ی شیطان و نوکران او نخواهند شد. نتیجه 28-  نه خود نمایی افراد 29-اگر واقعا افرادی ادعای نقد صمیمانه دارند 29- به مثابه شکستن عهد با تک تک اعضای مکتب قرآن است 30-اکنون شما انتظار دارید که من مکتب قرآنی با این حد از تطابق ادعا و عمل در وجودتان شما را الگوی راستین و شاهد راه کاکه احمد و اسوه اش رسول خدا (ص) قرار دهم؟ 31-دستانی که با تبر خود خواهی عزم خود را بر آن دارند که تیشه به ریشه ی باخه نه مامه ی کاک احمد بزنند 32-اینجاست که نوشته های شما من را یاد آن تعریف مشهور مارکس از بیگانگی می اندازد؛ بیگانگیی که در نتیجه ی آن دین را افیون توده ها خواند 32- ادبیات بی ادبانه ی شما 33- چه فایده ای دارد بیان این کلمات به شما؟ 34- پیروی از کاکه احمد را از ذهن خود پاک کنید 35-نه شما و نه هیچ فرد دیگری به این خیال خام دست نخواهید یافت

کلماتی که کاک مسلم ابراهیمی درنامه خود درپاسخ به کاک ممد استفاده کرده است:  

1-تناقض نماها 2- بددهنی 3-سخیفه گویی تلخ تربودن زبانتان دردشنام به 4- بسیارزشت 5- بوی تعفن 6- بغض 7- حسد-8-کینه-9-حرف وزندگیت اهانت ،10- دروغ ،11-شماوآقایان مهیج ،12- مبلغ خود خواهی ، 13- بی محبتی ، 14-روانهای مریض تان،15- رذائل اخلاقی ،16-رفتارهای ناموجه ،17-عصبیتت ،18-دوست نماهایت ،19-وسیله کثیف ،20-هدف زشت تر،21-بی شرمی ،22- مجری بی جیره ومواجب ، 23- شما را آدم به حساب نمی آورند ،

کلماتی که کاک فردین فاتحی پورمشهور به  فواد در پاسخ به نامه  کاک ممد استفاده شده است:  

1 - کسانی که آتش حسد چشمانشان را کور کرده است 2 - ترشحات تعفن هستند 3-عده ای که درکار خود مانده اند 3- ار عهده غرایز خود نیز بر نمی آیند 4- پا را از گلیم خود درازتر کرده 5-  لاف سخن از عرصه ای می زنند که سیمرغ در آن پر بریزد 6  - مشکل ایشان با شخص کاکه احمد سلام الله علیه می باشد 7 –    پیروان مسیراین فرستاده الهی 8- در حالی که خود از جلب اعتماد همسر یا فرزندانشان عاجزند9 - که عرضه انجام این کار را هم ندارید 10 - .براستی نادان خود شما هستید 11-  درک نمی کنید 12- افرادی که شماوامثال شمارا حتی به شاگردی خویش قبول ندارند 13- داشتن شخصیت خدایی و متقی بودن است که همانا اثر تربیت آن معلم الهی است 14 – نکته ای که از فهم شما بسیار دور است15 - چقدر بوی تعفن و گند صحبتهایتان 16- مسیر منحرف کلامتان شبیه دشمن است17- چقدر آثارو رد کلام دشمنان این ملت مظلوم و دشمنان دین خدا وخائنان به کاکه احمد در سخنانتان واضح است18- خودتان را به نفهمی زده اید 19- حقیقتا نفهم هستید ویا ...... .20-  از فرط حسادت و بخل به خود می پیچید 21- کور شده اید 22- چشمان کور23- فهم کج 24- این نادانی آشکار 25- کسی که حتی کنترل عصبیت و پرخاشگری و هتاکی خود را در مواجهه با سخنی بر خلاف مذاقش را ندارد26چگونه دم از کلمات والایی می زند 27-  یقینا تعریف درستی از هیچکدام از آنها را ندارد28- چه رسد به پای بندی عملی29-دروغ گویی30-  یاوه پردازی 31- توهم و بی خردی شما در حب کاکه احمد 32- عامدا به دست فراموشی سپرده اید 33- شما آقایان تزکیه شده!!!!!34- عرق خورها35- الکلی ها 36-  معتادان سابق 37-غیر از سرزنش،عتاب و شکایت بهره ای از آن خوان کرم نداشتید38- چگونه می شود سنگ کسی را به سینه بزنید 39-  جهالت 40- بغض41- کینه42- حسد،و...43-آقایان دم خروس پیداست44- در چنین عرصه و میدانی که طبق وعده صادق الهی ،جاری شده از زبان فرستاده اش،مبنی بر جاری شدن دین الهی در این عصر از کانال مکتب قرآن به منصه ظهور رسیده است45-نه کسی که تمام ذوق و هنر را در توهین کردن به افراد در قالب اراجیفی که به آنها نام شعر می دهد46- نه کسی که با کینه شتری روزی در مذمت خائن به کاکه احمد سی دی منتشر می کند 47-  نه آن کسی که از شهر و دیار خویش رانده شده و بر خوان کرم ونجابت و شرف مردم این شهر نشسته و از میهمان نوازیشان سوء استفاده می کند48 -  سواد و درکش در حد طلبه ای است 49- نه آن عده انگشت شمار معلوم الحال 50- نه اربابان زر و زور و تزویز 51- نه دین 52-ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست53-چراغی که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند نه تنها ریشش،که ریشه اش(اگر داشته باشد)نیز بسوزد54-اگر احیانا عقل دارید!!!!55-که حتی زن و فرزندانتان نیز شما به هیچ می انگارند 56-کاری به کارمکتب قرآن  و شاگرد با وفایش نداشته باشید؟57- بیش از این رسوای خاص و عام نشوید

کلماتی که درنامه کاک یاسر پاکنهاد درنامه پاسخ به کاک ممد استفاده شده است :-

1-توهین  ، 2-تراوشات ناسالم ذهن خود ، 3-توهین، 4-تهمت و دروغ شما ،5- زشت ترین الفاظ ، 6-خالی کردن عقده های ناشی از حسادت ، 7-حسادت بی اندازه اجازه ی یادآوری را نمیدهد ، 8-ملاحسن مزدور و خیانتکار ، 9-کاکه عزیز که بعد از اجلاسیه 89 تمامی مواردی را که تعهد کرده بود زیر پاگذاشت ، تعهد کرده بود زیر پاگذاشت ، 10-آخر عمری تکلیفش با خودش معلوم نیست ، 11- تا کور شود هرآنکه نتوان دید

کلماتی که درنامه کاک احمد محمدی درنامه پاسخ به کاک ممد استفاده شده است :

 1-  هزاران تاسف برایتان ، 2-در زیر سایه برکت منزل کاک احمد خود را پنهان کرده بود ،3- از اندیشه فکری اخلاقی کاکه احمد گیان هیچ ثمره ای نبرده ، 4- هنوز با سپری شدن این ایام از عمر یاد نگرفته با ادب مطالبش را ارایه دهد ،5- آثاری از ادب در آن دیده نمیشود  ،6- اگرخودرا پیرو مکتب قران میدانی(که نیستید ) ،7- عوامل دست اندر کارت ، 8-بویی از اخلاق حرکتی ،9- حسن امینی میگفت : من انتظار داشتم مرابه عنوان جانشین رهبری معرفی کنند، این از سطح شعور حسن.. ، 10-اقای عزیز امینی میگفت من ، 11-خوشتان باشد یا تلخی ، 12-وسیع کارنامه شماها صفر ومردود ، 13-هی بیا سنگ اندازی کن  ،  14-بدا به حالتان ،  15-به حالتان به شدت متاسفم ، 16-در این آخر عمری خود راپیرعاقبت به شر نمودید ،17- خود رانزد افکار عمومی کوچک وکوچکتر کردید ،18- بد جوری مردم را ازخود رنجاندید، 19-از خدا بترسید ، 20-تاکی این حرکت عظیم را دچار چالش می کنید ، 21-براستی به حیاط بعد از مرگتان فکر کرده اید؟ ،22- آیا روی حضور را دارید؟ ، 23-براستی شرمگین است وباید آب شوید بروید زیر خاک ،24- سالها نمک منزل کاکه احمد وبعد نمکدان شکستن وتوهین؟؟؟ ، 25-بدا به حالتان تا مرگتان نرسیده توبه کنید ،

کلماتی که درنامه کاک احمد ابراهیمی درپاسخ به کاک ممد استفاده شده است : 

 1-براستی که مرد هم مردان قدیم ، 2-لات- قدیم مرام داشت ،3- هیچ نبوده ای ، 4-نمک نشناس ،5- اگر کسی کس باشد ، اگر کسی کس می بود!! ، 6-تو، چه داری که ادعای تزکیه شدن داری؟ 7-، تو، توهّم زده ای 8-، تنها هنر تو ترش رویی ، 9-بد خلقی، 10-خودخواهی،11- تکبر و سنگ روی یخ کردن بوده ،12- هنر دیگرت در قهوه خانه نشستن بود و مشغول شدن به بازی –دومینه- ، 13- یا گاه گاهی هم کفتربازی ،14- آخر اگر یک «بچّه شیر»، ادعا کند که «بچّه شیر» است با نیم نگاهی میشود فهمید که راست میگوید، اما اگر – گاوی - چنین ادعایی کند! چه کسی باور میکند؟ ، 15-آیا اگر از روی ترحّم هم نباشد، خانواده خودت هم حاضرند وجودت را تحمّل کنند؟ ، 16-خفّاشان اگر طاقت و توان دیدن آفتاب را ندارند گناه کیست؟ ، 16-پس چون : نداری از «کاکه احمد»، رنگ و بو با وجود خود میالا، نام او ، 17- ودر آخر: هردوگون، زنبور خوردند از محل/ لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل 18- هردو گون آهو گیا خوردند و آب/ زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب **** صد هزاران اینچنین اشباه بین/ فرقشان هفتادساله راه بین

 

کلماتی که درنامه یکی ازشاگردان مکتب قرآن (فرواردشده توسط کاک هوشمند کریمی)  درپاسخ به کاک ممد استفاده شده است:

    1- شمایی که حرمت خانه رانگه نداشتی ، 2-امروز که بازیچه دست چند نفراندکی شده اید ،3- آب به آسیاب دشمنان قسم خورده مکتب قرآن می ریزند،4- با بدان نشستن ، 5-هزل گو ،6- ملا حسن خائن ،7- به ده م صه گ به حرگلاو ناویت ،8- توهین های خفت بارتان ،9- چرا به جای هوچیگری ،10-قتلگاهی برای چند صد هزار نفر مکتب قرآن پیرو کاکه احمد به راه نمی اندازید، 11-تا هم خیال شما وآنهایی که این آرزو را به گور خواهند برد راحت شود،12- قتل نفس تمام مکتب قرآن ، 13-سبیلتان بیشتر میسوزد ، 14-حافظه تاریخی شماها دچار آلزایمرشده ،15- هرچند سخت است اندکی تامل کنید ،16- بی ادبیتان ، 18-تلختان باشد ، 19-با چرندیات خودتان ، 12- سیاهی برای زغال می ماند !!

 

کلماتی که درنامه کاک صابر نعمتی درپاسخ به نامه کاک ممد استاده شده است :

1-نوشتار بسیار سخیف، 2-عاری از اخلاق ،  3-مملو از افترا، تهمت و ناسزاگویی ، 4-تداعی کننده ی سخنان ماموران دستگاههای امنیتی ،5- در ردیف کسانی قرار گرفته اید که دشمنی آنان با ملّت کرد و اهل سنّت بر هیچکس پوشیده نیست ، 6-تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد ؛7-  به «نفس مطمئنّه» رسیده اید(!!!!)،8- توهين و ناسزاگویی ،9-  گستاخانه ، 10-وقيحانه  ، 11-نگون بختانه ، 12-افترا و ناسزاگویی ، 13-خود را به نادانی زده اید ، 14-اندیشه های کاکه احمد بیگانه هستید ، 15-حسد و کینه توزی زمام امور را از دستتان خارج ساخته ،16- چنین توهماتی ،17- دچار توهم شده اید ، 18-بی شرمانه ، 19-تهمت و ناسزا ، 20-متوهمانه ، 21-بار خاطری بیش نبوده و نیستند ،22- شما و ایادی تان در صف پیروان کاکه احمد دودستگی و تفرقه ایجاد کردید ،23- همراهی و هم گامی شماها با سیاست دنیای امروز مبارکتان باد ،24- مطالب کذب و سراسر تهمت و بهتان ، 25-دنیا دوستان و بدخواهان .

  کلماتی که درنامه کاک مصعب خسروی درپاسخ به کاک ممد استفاده شده است : 

  1-عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ،2- نقشه‌های ساده لوحانه تان ،2- بوی حسد و کینه ،3-از روی حسد ،4- گیر دادید ، 5-همت ناپاک و ناخالص شما عدوان ناآگاه، 6-نادان و بی‌ادب،7- گستاخانه و بی‌ادبانه‌تان ،8- حسادت و کینه‌توزی ، 9-از روی خودخواهی ، 10-دل پراز کینه‌تان

کلماتی که درنامه کاک ذکی درپاسخ به کاک ممد استفاده شده است : 

  1- کاکه ممد چنین<<دل وده رونی>> دارد... ، 2-چرا اینگونه خود را رسوا میکنید؟! ، 3-اگر حسادت امانتان نمیدهد ، 4- آبروی خود را به باد ندهید ، 5- ای آشنا به فکر و عقیده کاکه احمد!  ،6- این بی ادبی ،8- توهین میکنی؟ ، 9-خودت را چه میدانی؟!! ، 10- خودمانیم!به راستی چه ضرری برایتان دارد؟؟!! ، غیر از این است که حسادت میکنید؟!! ، 11-خودت را زجر نده! ،  

کلماتی که درنامه کاک  بلال خسروی درپاسخ به کاک ممد استفاده شده است: 

 1-آخوندها و ملاهای درباری ، 2-کاکه ممد: چرا رویه ی آخوندها را در برگرفته اید، 3-همان رویه ملاها و آخوندها را گرفته اید ، 4-در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند ، وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد.

درضمن شایان ذکر است اسامی که نامه ها به آنها منسوب گردیده یا درپایان نامه نام خودرا قید کرده اند یا با توجه به فوروارد پیام در تلگرام قید شده است به هرحال قبلا ازکسانی که احتمالا نامشان به اشتباه ذکرشده پوزش میخواهیم .

برخی ازکلمات یا عبارات به ظاهرحامل مفهوم توهین نیستند اما نحوه انشا وگاه استفاده ازکلمه درجمله جزتوهین وتحقیر هیچ مفهومی را همراه ندارد .

مجموع کلمات و عباراتی که ازدیدگاه پاسخ دهندگان به نامه کاک ممد زشت توصیف شده 20 مورد و مجموع کلماتی که توسط آنها درنامه هایشان به کاک ممد استفاده شده 215 مورد

درخاتمه ازخداوند منان خواهانم ما بندگانش را نه به اندازه ادعایمان  بلکه به اندازه توانمان مورد آزمایش قراردهد . آمین

نویسنده نامعلوم

Maktabqhoran1.blogfa.com